تبليغاتX
خاتمی شناسی!

چه كساني غرب‌باوري را در بدنه نظام نهادينه مي‌كردند؟

قاسم روانبخش

براي ارزيابي هر انقلابي ابتدا بايد به سراغ تاريخ رفت و اهداف آن را جستجو كرد. انقلاب اسلامي ايران كه از بزرگ ترين انقلاب هاي تاريخ ايران بلكه جهان معاصراست، درآستانه 30 سالگي قرار دارد. اهداف آن را مي توان از انقلابيون و مردمي كه به پاي آن خون داده اند يا از متن سخنان، بيانيه ها و پيام هاي امام(ره) كه در "صحيفه امام" موجود است، به دست آورد. مقام معظم رهبري نيز كه امروز رهبري اين انقلاب را بر عهده دارند، از قدماي انقلابند و از آغاز شكل گيري آن در عرصه هاي مختلف، حضور جدي داشته اند، خانواده هاي شهدا و وصيتنامه هاي شهدا نيز از بهترين منابع براي دست يافتن به اهداف انقلاب به شمار مي‌آيند.

به‌راستي آيا هدف، تحقق جامعه مدني و دمكراسي غربي، جمهوري دموكراتيك و تحقق آزادي هاي ليبراليستي بوده است؟ يا اجراي احكام الهي؟

با جستجو در "صحيفه امام" روشن مي شود حتي يك مورد واژه "جامعه مدني" در آن وجود ندارد؛ از "دموكراسي" هم 58 بار نام برده شده که غالباً در مقام مذمت بوده است. از مجموع گفتارها و نوشتارهاي امام(ره) استفاده مي شود، مهم ترين هدف ايشان تحقق حكومت اسلامي و آرمان هاي بلند اسلام بوده است، به طوري كه از آغاز مبارزه (1342) تا سال رحلت ایشان (1367)، بيش از 30 هزار بار از واژه "اسلام" و "اسلامي" استفاده كرده اند، ايشان درباره شهدا نيز مي فرمايند: «آنها براي اسلام كشته شده اند نه براي جمهوري»

مع الاسف، در دهه دوم انقلا‌ب، به تدريج كساني در بدنه نظام نفوذ كردند كه يا از همان اول با اسلام و امام(ره) سر مخالفت داشتند و يا تحت تأثير اين گونه افراد از انقلاب بريدند. گفتمان اين دوره از انقلاب به "سازندگي"، "زندگي اشرافي"، "توسعه"، "دموكراسي"، "آزادي"، "جامعه مدني"، "پيشرفت"، "تجدد"، اومانيسم، سكولاريسم، ليبراليسم و... تغيير يافت وتنها نامي از اسلام درگفتمان آنها باقي ماند. شعارهاي ليبراليستي يكي پس از ديگري فضاي كشور را به سمت غربي شدن پيش مي برد تا تقي زاده هاي مدرن از مغز سر تا نوك پا غربي شوند و بگويند احكام اسلام، محدود به زمان هستند و اكنون زمان آن ها گذشته است. برخي از مسئولان هم كه رسالتشان تبليغ اين نظام الهي بود، به جاي دفاع از اسلام و ارزش هاي والاي آن، به تدريج خود به عاملي براي تهاجم به فرهنگ اسلام، القاي يأس در دل مردم و تقويت غرب باوري تبديل شدند.

آقاي خاتمي، رئيس جمهور سابق، با نهادينه كردن غرب باوري در بدنه نظام، اظهار مي داشت: «شما براي اين كه بتوانيد پيشرفت كنيد و بمانيد، راهي جز راه غرب نداريد» (روزنامه آريا 28/6/79) و «راه غرب يعني پذيرش خرد غربي» (همان) او خردورزي را تنها راه حل مشكلات مطرح و توصيه مي كند كه گذشته را بايد رها كرد و امروزي شد، راه امروزي شدن هم تمسك به "بنياد زندگي غربي" و "خرد غربي" است. (سخنراني در دانشگاه علامه، 11/3/70) باورمندي آقاي خاتمي به غرب به حدي است كه مي گويد: «به آينده نخواهيم رسيد مگر اين كه از مدرنيته و تجدد بگذريم.» (همان)

وي دليل اين باورمندي را سازگار بودن با تمايلات اوليه بشر ذكر كرده، مي گويد: «مساله مهم اين است كه اين نظام ارزشي، فكري و سياسي با تمايلات اوليه بشر سازگار است، خود به خود طبع اوليه انسان، مدافع و خواستار اين نظام است. مباني نظام امروز بر آزادي است» (رسالت، 26/1/76) در حالي كه آزادي از نوع غربي در واقع با طبع اوليه حيواني وشهواني بشر سازگار است نه با فطرت و تمايلات اوليه انساني.

شعار توسعه و پيشرفت هم كه از شعارهاي اساسي خاتمي بود، اين گونه تفسير مي شد: «توسعه به معناي امروزش، ميوه و يا شاخ و برگ درخت تمدن جديد است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به اين معني سخن كساني كه مي گويند ابتدا بايد خرد غربي را پذيرفت تا توسعه بيايد، سخن بيراهي نيست و اين سخن را كامل كنم كه علاوه بر خرد و بينش غربي، بايد منش غربي متناسب با اين بينش را نيز پذيرفت.» (سلام، 30/2/75)

او به ترويج غرب باوري و غرب زدگي پرداخته، عمده عوامل پيشرفت را يك جا در توجه به غرب خلاصه كرده است و مي گويد: «امروز به جرأت مي توان گفت در زندگي قومي كه عزم تعالي و پويايي كرده است، هيچ تحول كارسازی پديد نخواهد آمد، مگر آنكه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگوني اساسي، آشنايي با تمدن غرب و لمس روح آن يعني تجدد است. كساني كه با اين روح آشنا نيستند، هرگز به پديد آوردن دگرگوني سودمند در زندگي خود توانا نيستند. باري، شرط تحول اساسي گذر از تمدن غربي است و مراد از آشنايي با مباني تفكر و تمدن جديد است كه در پس مظاهر آن نهفته است و سوگمندانه اقوامي نظير ما هنوز از آن محروم هستيم» (همان)

وي تا آنجا پيش رفته است كه جامعه امريكا را الگوي قابل تقليد معرفي كرده، اظهار مي ارد: «ملت امریکا توانسته جامعه اي بر پايه 3 ركن آزادي، دينداري وعدالت بسازد.» (مصاحبه با سي ان ان، 9/1/98م)

اين نوع نگرش به فرهنگ غرب موجب شد تا اصالت دين نيز زير سؤال رفته، براي صحت و سقم احكام اسلام، آنها را با حقوق بشر بسنجند. از نظر وی، دين را بايد با قرائتي مطرح كرد كه با ارزش هاي ليبراليسم سازگار باشد؛ از اين رو مي گويد: «بنده معتقدم كه دين براي آنكه بماند، نبايد آن را محصور در يك برداشت خاصي كرد؛ طبع بشر نيز چنين است كه اگر دين يا هر نهاد انساني ديگر را وافي به مقصود نيافت، يا آن را كنار مي گذارد و يا برداشت تازه از آن خواهد داشت و اين امري است كه در تاريخ رخ داده است و باز هم رخ خواهد داد.» (صبح امروز، 22و21/9/78) «البته اين بازنگري هاي جديد از دين بايد متفاوت با برداشت هاي پدران و سلف ما باشد.» (سخنراني در دانشگاه علامه، 11/3/70)

شيفتگي آقاي خاتمي به غرب به ويژه امریکا به حدي است كه نمي تواند آن را در دل مخفي كند، بلكه در سفر به امریکا مكنونات قلبي اش را اين گونه بيرون مي‌ريزد: «واقعاً به طور بسيار جدي مايلم يك ماه را در اين شهر "نيويورك" بگذرانم تا معماري آن را بررسي كرده، با امریکايي ها صحبت كنم... امریکا و امریکايي ها برايم فوق العاده جالبند» (لوموند، 24/9/98م)

اين نوع نگرش به غرب و غرب باوري موجب شد تا روحيه خودباوري و اعتماد به نفس در ميان برخي مسئولان جاي خود را به غرب باوري داده، براي پيشرفت، همه نگاهها را به دروازه هاي غرب بدوزند و كشور ايران را همانند عصر هويدا و پهلوي به بازاري مناسب براي كالاهاي غربي از رده خارج شده و مستعمل تبديل نمايند. در عرصه نظامي نيز با چند توپ و تانكي كه به ما مي فروشند و آمار دقيق آن را هم مي دانند، همچنان ضعيف نگاه دارند تا بتوانند با تهديد و ارعاب، خواسته هاي خودشان را بر ما تحميل كنند.

مقام معظم رهبري درباره روند غرب باوري در برخي مسئولان گذشته و اظهار خوشحالي از توقف آن روند نامطلوب، خطاب به اعضاي دولت نهم فرمودند: «روند غرب باوري و غربزدگي را كه متاسفانه داشت در بدنه مجموعه هاي دولتي نفوذ مي كرد، متوقف كرديد، اين چيز مهمي است. حالا يك عده اي در جامعه ممكن است به هر دليلي شيفته يك تمدني يا يك كشوري باشند، اما اين وقتي به بدنه مديران انقلاب و مجموعه هاي انقلاب نفوذ مي كند، چيز خيلي خطرناكي مي‌شود. اين ديده مي شد، جلويش گرفته شد.»

از سوي ديگر، روند غرب باوري در كشور موجب شد گرايش هاي سكولاريستي نيز در بدنه مجموعه مديران نفوذ كند، به تعبير مقام معظم رهبري "مسئولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند، يكي بر سر شاخ و بن مي بريد؛ يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود، الحمدلله جلويش گرفته شد.»

مقايسه 3 سال عملكرد دولت نهم با دولت هاي قبل، اين مطلب را به‌خوبي اثبات مي كند. سياست دولت اصلاحات در موضوع انرژي هسته اي انفعال در برابر دشمن بود زيرا دولت اصلاحات پيش از طرح موضوع در مجلس، پروتكل الحاقي را پذيرفت و سايت هاي فعال خود را تعطيل كرد، حتي حق فكر كردن را نيز از دانشمندان هسته اي ما سلب كردند بدان اميد كه غرب در آينده سوخت هسته اي به ما خواهد داد. يا به‌دليل داشتن منابع عظيم سوخت فسيلي ديگر به سوخت هسته‌اي نياز نداريم. ولي سياست اعتماد به نفس دولت نهم و خودباوري جوانان ما موجب شد در كم‌تر از 2 سال به باشگاه هسته اي بپيونديم و در صنايع موشكي، هوافضا، نانوتكنولوژي و سلول هاي بنيادين بر همه كشورهاي منطقه پيشي بگيريم. البته همانگونه كه شوراي اطلاعات ملي امریکا اعلام كرد، در سال 2025 به يكي از قدرتهاي برترجهان تبديل خواهيم شد؛ اگرچه اين رخداد مهم هرگز بدون خود باوري و كار و تلاش پيگيرحاصل نخواهد شد.

اكنون معلوم مي شود چرا دشمن در صدد القاي روحيه انفعال و غرب باوري در بدنه مديران نظام بوده است.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 17:51 |

اعتمادملي: تخريب، گزينه هميشگي ياران خاتمي

 

اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتمادملي، تخريب كردن را گزينه هميشگي طرفداران خاتمي دانست.

به گزارش «شبكه خبر دانشجو»، گرامي مقدم در مطلبي با عنوان «همان ساز كهنه را مي نوازند» تصريح كرد: در نهمين دوره رياست جمهوري در پايان دادن به خيل ناكامي ها، جبهه اصلاحات فراز و فرودهايي را براي دستيابي به يك اجماع كامل پشت سرگذاشت و تلاش هاي انجام شده براي وحدت انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نهايتاً به صف بندي بين ائتلاف و اعتمادملي منجر شد كه در چهار سال آينده از حضور جدي نمايندگان خود در پارلمان بازماندند.

وي در ادامه با بيان جملاتي كه در صورت نيامدن خاتمي از سوي حاميانش مطرح مي شود، بيان داشت: آيا اين شيوه، شاهد و ناظر بر پاسداري از آرمان ائتلاف است؟! يا پاشيدن آن به شمار مي رود.

سخنگوي حزب اعتمادملي با بيان اينكه آنهايي كه با فضاسازي كاذب مي خواهند نتيجه حكميت را از هم اكنون به صورت جهت دار جانبداري كنند، عنايت به اصول و فنون دموكراسي را در عمل پاس بدارند، نوشت: از مردم براي غلط درآمدن تحليل ها و از اينكه كروبي از نامزد آنها در دوره پيشين بيشتر راي آورد عذرخواهي كنند.

گرامي مقدم ادامه داد: نبايد از ابهام نتيجه ائتلاف به ادامه شيوه هاي گذشته اقدام كرد كه محصول آن به توقف توامان ظرفيت هاي همه گروه ها خواهد انجاميد و بي شك اصلاح طلبان به خودي خود در آستانه شكست قرار خواهند گرفت.

وي با اشاره به پايان مهلت خاتمي در روز 20 آذر تاكيد كرد: پرواضح است كه خاتمي بين دو گزينه آمدن و نيامدن يكي را انتخاب مي كند، اما هر انتخابي چندين سناريو را براي شخصيت هاي ملي، بويژه با خصوصيتي چون دو دوره رياست جمهوري مي سازد و حداقل انتظار اين است كه تخريب ها و يقه گيري از ديگران را به جهت حمايت از يك نامزد ديگر براي پيمودن راه درست ائتلاف تخطئه كنيم.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 8:24 |

آقاي خاتمي! خاطرات تلخ دوران شما از يادها نخواهد رفت

 

قاسم روان بخش

محمد خاتمي اخيرا گويا براي سنجش ميزان علاقه مردم به اصلاحات، به برخي استان‌ها از جمله همدان سفر كرده است. وي در ديدار با جمعي از فعالان سياسي اين استان‌ها، نكاتي را متذكر شده كه به نقد و بررسي آن مي‌پردازيم.

1. آقاي خاتمي مردم را نسبت به انتخابات بي‌رغبت دانسته، مهم‌ترين دليل اين بي‌رغبتي را اين‌گونه ذكر مي‌كنند: «ذهن مردم اين‌طور است كه اگر بيايند و نيايند، خيلي فرق نمي‌كند. اولا ذهن مردم ما اين‌گونه نيست؛ چرا كه ميزان شركت آن‌ها در انتخابات در مقايسه با كشورهاي به اصطلاح مهد دموكراسي مانند آمريكا و فرانسه به مراتب بيش‌تر است. فراموش نمي‌ كنيم رئيس جمهوري كنوني آمريكا (بوش) با اهرم حكم قاضي به كاخ سفيد راه يافت! ثانيا در طول 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي، چندين انتخابات برگزار شده است. حال بايد از وي پرسيد: با ذهن مردم چه كرده‌ايد كه به انتخابات بي‌رغبت شده‌اند؟ اگر آقاي خاتمي، نظارت استصوابي شوراي نگهبان را عامل بي‌رغبتي مردم معرفي كند، توجه ايشان را به انتخابات شوراها معطوف مي‌كنيم كه نظارت شوراي نگهبان وجود نداشت حتي گروهك غيرقانوني نهضت آزادي نيز براي بسياري از استان‌ها از جمله تهران كانديدا معرفي مي‌كرد‌؛ اما عملكرد شوراي اصلاح طلب! تهران به اندازه‌اي منفي بود كه در شهر تهران فقط كم‌تر از 20 درصد مردم در انتخابات شركت كردند!

2. ظاهرا آقاي خاتمي به اين نكته مهم توجه كرده كه پس از گذشت 12 سال! بايد اصلاحات را تعريف و مشخص كرد كه به اسلام چگونه نگاه مي‌كنيم؟ و نسبت ميان اسلام و مردم سالاري را چگونه مي‌بينيم؟ وي مي‌گويد: در اصلاحات يك نوع آشفتگي پيدا شده و هر كس از ظن خود يار اصلاحات شده و بايد از اين وضعيت نجات پيدا كنيم.»!

بسيار خوشوقتيم كه بالاخره آقاي خاتمي به اين سفارش آيه`‌ا... مصباح اهميت داد و فهميد كه بايد منظور خود از اصلاحات را مشخص كند. عملكرد دولت آقاي خاتمي در 8 سال گذشته اصلاحات را تغيير معيارها و ملاك‌هاي ارزشي الهي به ضد ارزش‌هاي غربي تفسير مي‌كرد! عملكرد وزارت ارشاد آقاي خاتمي در چاپ و نشر و تئاترهاي ضد ديني و ضد اخلاقي در پرونده دولت اصلاحات مضبوط است. اصلاحات يعني تغيير ارزش‌هاي ديني به ارزش‌هاي ليبرالي! البته از كسي كه رايج‌ترين مكتب معتبر دنيا را ليبراليزم مي‌پندارد! و حتي توحيد را نيز قابل قرائت‌هاي مختلف مي‌داند! جز اين انتظار نيست.

3. رئيس بنياد باران، با تاكيد بر اصل آزادي، از اين موضوع گلايه مي‌كند كه «آزادي ما را ولنگاري توصيف مي‌كردند. نه خير، ولنگاري الان است كه بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي و انساني زير پا گذاشته مي‌شود.»)!( وي سپس ادعا مي‌كند: «اگر به از بين رفتن مباني اخلاقي در جامعه اسلامي‌ حساس نباشيم، بسيار جاي نگراني دارد.» گويا آقاي خاتمي فراموش كرده كه در سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران به صراحت گفته است: «دين هم اگر در برابر آزادي قرار گيرد، بايد دين محدود شود نه آزادي»! اين جمله‌اي است كه بهمن فرمان آرا- فراري طاغوتي- كه به يمن آزادي‌هاي اعطايي آقاي خاتمي به وطن بازگشت، در فيلم «عطر گل ياس بوي كافور» قرار داده است. ثانيا عملكرد فرهنگي دولت به اصطلاح اصلاحات در طي 8 سال حاكميت خود، آزادي مورد نظر مدعيان اصلاح طلبي را به خوبي معنا كرده است. حاكميت انسان‌ها بر سرنوشت خود يا ولنگاري و اباحي‌گري؟! آيا آقاي حجاريان- مغز متفكر اصلاحات به تعبير آقاي خاتمي- در روزنامه صبح امروز خود عمل شنيع هم‌جنس بازي را از نظر حقوقي جايز نشمرد؟! آيا وزارت ارشاد دولت اصلاحات، مجوز كتاب «شاهد بازي در ادبيات ايران» را صادر نكرد كه در مدح و ستايش هم جنس ‌بازي‌ قلم فرسايي شده بود؟! آيا كتاب شيطان‌ پرستي كه در وصف پرستش شيطان و تبرئه يزيدبن معاويه نوشته شده بود، مورد ستايش قرار نگرفت؟! آيا كتاب‌هاي كسروي مرتد كه بر ضد دين و ارزش‌ها نوشته شده و صاحب آن به جرم ارتداد توسط فدائيان اسلام به درك واصل شد‌، با حمايت‌هاي وزارت ارشاد وقت در تيراژي چشمگير چاپ مجدد نشد؟! آيا هزاران كتاب رمان و مجلات زرد كه مفاسد اخلاقي را در جامعه نهادينه مي‌كردند، با حمايت‌هاي وزارت ارشاد آن روز منتشر نمي‌شدند؟! و آيا به جشنواره‌ها و تئاترهايي از قبيل «ايران زمين» كه زنان نيمه عريان ارمني در مقابل چشمان هزاران مرد نامحرم مي‌رقصيدند، افتخار نمي‌شد؟! و‌ آيا بوسيدن زن و مرد بر روي سن در سالن... در استان دارالعباده يزد، نوعي قرائت مختلف از دين تفسير نشد؟! آيا لخت شدن يك مرد آلماني در تئاتر فجر در تهران در مقابل ديدگان هزاران زن و مرد و دختر جوان ايراني كه يادآور جشن فرهنگ و هنر شيراز در عصر طاغوت بود، تفسيري بر آزادي ادعايي آقاي خاتمي نبود؟! و آيا ميليون‌ها زن و مرد و كودك كپرنشين استان‌هاي كرمان، هرمزگان، سيستان و بلوچستان و... كه از فقر و تنگدستي،‌ در كنار پروژه‌هاي عظيم هفت باغ هفت آسمان كرمان و... سر بي شام به زمين مي‌گذاشتند و كلاس درس‌شان حصير و كپر بود، طي 8 سال حاكميت دولت اصلاحات و 8 سال دولت كارگزاران بر سرنوشت خودشان حاكم شده بودند؟! اين در حالي بود كه بودجه‌هاي كلان كشور صرف سازمان‌ها و مراكز بي حاصل همانند مركز گفت و گوي تمدن‌ها و سفرهاي خارجي‌ مي‌شد كه جز براي احزاب حاكم و شخصيت‌هاي سياسي آن حاصلي براي ملت نداشت!

4. آقاي خاتمي گفته است الان ولنگاري بر جامعه حاكم است‌ «كه بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي - انساني زير پا گذاشته مي‌شود» اولا خوب است ايشان مصداق اين جمله را تبيين و روشن كند كه در كجا زير پا گذاشته شده است. براساس جمله بعدي ايشان كه گفته است» اگر به از بين رفتن مباني اخلاقي در جامعه اسلامي حساس نباشيم بسيار جاي نگراني دارد»، بزرگ‌ترين معيارهايي كه زير پا گذاشته شده، مباني اخلاقي است. در اين صورت جاي اين پرسش است كه چه كسي در سال گذشته بزرگ‌ترين معيارهاي بديهي اسلامي را زير پا گذاشته است؟! آيا حرمت دست‌دادن به زن نامحرم يكي از معيارهاي بديهي اسلامي نيست؟! چه كسي در ايتاليا در برابر دوربين‌هاي خبرنگاران، بي پروا دست زنان نيمه عريان را فشرده و طرفدارانش براي توجيه آن خواستار تغيير فتواي مراجع عظام تقليد شدند؟! چه كسي در مراسم يلدا و «مردي با عباي شكلاتي»‌ بازوي دختر محجبه را فشار داد؟! و چه كسي...؟! اگر منظور از زير پا گذاشتن معيارهاي بديهي اسلامي، رعايت حقوق مردم و حاكميت آن‌ها بر سرنوشت‌شان باشد، انتخابات مجلس ششم يادآور زير پا گذاشتن اين حقوق است، چرا كه هرگز مردم فراموش نمي‌كنند اين انتخابات با حكم حكومتي رهبري مورد تاييد قرار گرفت. تقلب گسترده در انتخابات در تهران و انفصال در خدمت آقاي تاج‌زاده به سبب تقلب و حضور دكتر حداد عادل و محتشمي‌پور در مجلس پس از بررسي مجدد، بهترين سند بر زير پا گذاشتن اين حق مسلم مردم است....

5. آقاي خاتمي، يكي از اهداف بزرگ اصلاح طلبي واقعي را بالا بردن حرمت ملت در عرصه جهاني و دفع خطرات و تهديدات از كشور و نظام و مردم دانسته است. شايسته است وي درباره اين ادعا اندكي تامل كند و انصاف دهد كه آيا در زماني كه ايشان براي خارج شدن نام ايران از محور شرارت، نامه، عاجزانه نوشت و حاضر به همكاري با آمريكا در خلع سلاح حزب‌ا... شد و پاسخ منفي شنيد، ملت ايران از حرمت بالايي برخوردار بود يا اكنون كه با زبان تهاجمي با دشمن سخن گفته مي‌شود و اسرائيل در بدترين شرائط سياسي از آغاز تشكيل تا كنون قرار گرفته است؟! آيا آن‌گاه كه آقاي خاتمي قبل از مصوبه مجلس، داوطلبانه تعليق را پذيرفت و مفتخرانه اصول آن‌را اجرا كرد و زورگويان جهان به‌خاطر اين پيروزي خنده‌هاي مستانه سر مي‌دادند، ملت ايران از حرمت بالايي برخوردار بود يا اكنون كه آمريكا و اروپا به دريوزگي افتاده و ملت ايران پس از جشن بزرگ هسته‌اي صاحب بيش از 5 هزار سانتريفيوژ شده و همچنان قدرتمندانه به پيش مي‌تازد؟!

6. آقاي خاتمي بالاخره تعريف خود از اسلام و رابطه آن با دموكراسي را روشن ساخت و گفت: «اسلامي كه مورد نظرمان است،‌ اسلامي است كه نه تنها مسلمان در آن نظام احساس حرمت و آزادي و عزت كند، بلكه غير مسلمان نيز همانند مسلمان، حقوق، حضور، حرمت، زمينه و امكانات براي تامين زندگي آبرومندانه را داشته باشد».

اولا اين‌گونه سخنان مصرف انتخاباتي دارد و براي آراي اقليت‌ها ايراد مي‌شود؛ چنان‌‌كه در دوره هشتم نيز واژه «مولا» «من كنت مولاه» را به معناي دوست - نه امامت و ولايت- معنا كرد تا آراي استان‌هاي سني نشين را جذب كند كه كرد!

ثانيا: مگر اهل كتاب در جمهوري اسلامي در چارچوب قانون اساسي از حقوق خود حتي داشتن نماينده در پارلمان و استفاده از امكانات كشور برخوردار نيستند؟!

ثالثا: آقاي خاتمي گفته است: غير مسلمان با مسلمان در «حقوق» مساوي است. آيا اين خلاف قانون اساسي نيست كه اسلام را ا‌ز شرايط رئيس جمهور، نمايندگي مجلس و... مي‌داند؟!

رابعا: آيا از نظر خاتمي بهايي‌ها و كفار محارب و منافقين اسم و رسم‌دار و در يك كلمه براندازان نظام اسلامي نيز از حقوقي مساوي با ملت شريف ايران برخوردارند؟! البته آقاي خاتمي كه در لوايح دوقلو شرط اسلام را از نامزدي مجلس حذف كرده بود، همين اعتقاد را تاكيد مي‌‌كند! در اين صورت آيا چنين فردي مي‌تواند مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي باشد؟!

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 5:47 |

چه كساني سكولاريسم را در بدنه كشور نفوذ مي دادند؟!

قاسم روان بخش

پديده سكولاريزه كردن كشور از ديرباز مورد توجه برخي غرب‌زدگان قرار گرفته است؛‌ رژيم شاه سال‌ها با سرمايه‌گذاري سنگين روي اين پروژه تلاش كرد تا اين‌گونه وانمود كند كه سياست از ديانت جدا است، دين حق اظهار نظر در مسائل حكومتي ندارد؛ ولي خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به مسجد براي كساني كه مايل باشند، بلامانع است! اجراي اين پروژه كه سر انجامي جز حذف دين از جامعه نداشت، با مقاومت حوزه‌هاي علميه و علماي بزرگ به‌ويژه حضرت امام خميني‌(ره) رو‌ به رو شد و سرانجام در 22 بهمن 1357 با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت ديني، رسما شكست خورد. امام(ره) بارها بر عينت سياست و ديانت تاكيد مي‌كردند و مي‌فرمودند:

اسلا‌م از سياست جدا نيست، اسلا‌م مثل جاهاي ديگر نيست، مثل مذاهب ديگر نيست كه ذكر و دعا باشد. اسلا‌م سياستش با ساير احكامش با هم هستند. (صحيفه امام، ج 3، ص 517)

پس از انقلاب اسلامي نيز به‌رغم تاكيدات حضرت امام(ره) و بي‌رغبتي مردم به سكولاريسم، روشنفكران وابسته مثل اعضاي جبهه ملي و گروهك نهضت آزادي و برخي ليبرال‌ها سعي مي‌كردند در زير پوست نظام، سكولاريسم را ترويج و اين باور را در جامعه ايجاد كنند كه حكومت ديني شدني نيست! اين حركت در سال‌هاي پس از جنگ به‌ويژه در دوران حكومت مدعيان اصلاحات به‌ تدريج از حالت زير پوستي خارج شد و شكل رسمي به خود گرفت تا جايي كه برخي مسوولان آن روز نيز از ضرورت تحقق سكولاريزم سخن مي‌گفتند! مقام معظم رهبري در ديدار اخيرشان با هيات دولت ضمن ابراز تاسف از وجود چنين پديده شومي در برخي دولت‌هاي پيشين و اظهار خوشحالي از مهار شدن آن توسط دولت نهم فرمودند: «گرايش‌هاي سكولاريستي - كه متاسفانه باز داشت در بدنه‌ مجموعه مديران كشور نفوذ مي‌كرد، جلويش گرفته شد. نظام انقلابي بر مبناي دين و بر مبناي اسلام و بر مبناي قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليوني اين ملت برخوردار شده و جان‌هاي‌شان را كف دست‌شان گرفته‌اند و جوان‌هاي‌شان را به ميدان‌هاي خطر فرستاده‌اند؛ آن وقت مسؤولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند؟! يكي بر سر شاخ و بن مي‌بريد. يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود. خب الحمدلله اين‌ها جلويش گرفته شد»(1)

مع‌الاسف اين تفكر كه روزي در وزارت ارشاد و دولت كارگزاران مورد حمايت قرار مي‌گرفت، از سال 76 تا 84 زمام قوه مجريه را در كشور به‌دست گرفت. در اين مدت گذشته از اين كه عملكرد آن به گونه‌اي تنظيم شده بود كه جايي براي دين باقي نماند، رسما نيز بر ضرورت كنار گذاشتن دين از سياست تأكيد مي‌شد. هاشم آغاجري عضو موثر حلقه كيان و از اعضاي شوراي مركزي سازمان نامشروع مجاهدين كه به عبارتي يكي از مغز‌هاي متفكر اصلاحات محسوب مي‌شود، دين را افيون دولت‌ها و ملت‌ها دانسته! و محكوم به ارتداد شد. مع‌الاسف اين اظهارات سخيف نه تنها مورد اعتراض مسوولان قوه مجريه و مقننه وقت قرار نگرفت، كه در مقابل حكم قاضي شجاع همدان ايستادند و آن را حكم ننگين خواندند! و سرانجام نيز با پا در مياني آن‌ها حكم اعدام وي لغو شد! محمد مجتهد شبستري كه پس از يك دوره طولاني قلم زدن بر ضد دين و ارزش‌هاي ديني و الهي سرانجام خود را خلع لباس كرد، بارها بر اين نكته تاكيد مي‌كردكه «دين، نظام حكومتي ندارد»(2) و «اسلام هيچ حكمي در باب سياست، نسبت به مسائل عصر ما ندارد.»(3) عبدالكريم سروش كه عضو موثر حلقه كيان و از تئوري پردازان جبهه اصلاح‌طلبي به‌شمار مي‌رود، با تاكيد بر جدايي دين از سياست مي‌نويسد: «حقيقت دين، همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفت و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد.»(4)

نفوذ انديشه الحادي سكولاريسم در كشور آن‌چنان شتاب گرفت كه در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در نشست جوانان اين جبهه مي‌گويد: «ما هيچ قيدي را بر مردم سالاري نمي‌پذيريم و مردم سالاري را به‌عنوان يك روش و شيوه بازي پذيرفته‌ايم؛ بنابراين ما در مقام اول از مردم سالاري دفاع مي‌كنيم و حاضر نيستيم ديگران براي مردم سالاري قيد بگذارند»(5) حزب مشاركت با حذف پسوند دين از مردم سالاري طي بيانيه‌اي اظهار كرد: «ايران اسلامي هيچ راهي جز استقرار مردم سالاري ندارد و جنبش اصلاحات كه در حقيقت تجلي اراده ملي براي استقرار مردم سالاري است در پي زدودن حشو و زوايدي است كه بر انديشه مردم سالاري كه منبعث از آرمان‌هاي بلند انقلاب اسلامي و بنيان‌گذار آن حضرت امام خميني‌(ره) است روييده است»(6) اكبر گنجي، يكي ديگر از اعضاي حزب مشاركت، با نوشتن كتاب «مانيفست جمهوري خواهي» طرح جايگزيني جمهوري تمام عيار به‌جاي «جمهوري اسلامي» را مطرح كرد و نوشت: «اصولا مردم سالاري با دين در تناقض است.» وي سرانجام پيشنهاد رفراندوم براي تبديل نظام جمهوري اسلامي به نظام جمهوري مدرن و تمام عيار را مطرح مي‌سازد! پيشنهادي كه از سوي ضد انقلابي‌هاي خارج نشين و سران كاخ سفيد به شدت مورد استقبال قرار مي‌گيرد. راديو آمريكا خطاب به مدعيان اصلاحات مي‌گويد: «شورش به نتيجه نمي‌رسد؛ رفراندوم را مطرح كنيد»(7) خبرگزاري آلمان نيز با جهت دهي به حركت سياسي مدعيان اصلاحات رفراندوم را پيشنهاد مي‌كند و مي‌گويد: «اصلاح‌طلبان راه خروج از حاكميت و رفراندوم را طي خواهند كرد»(8)

همراه با اين فضا سازي‌ها آقاي خاتمي واژه «جمهوري اسلامي» را از شعار تاريخي ملت ايران حذف و به‌جاي آن واژه «پيشرفت» قرار داد و آن‌قدر شعار «استقلال، آزادي، پيشرفت» را به مناسبت‌هاي مختلف تكرار كرد تا در افكار عمومي به يك باور تبديل شود. عملكرد آقاي خاتمي مورد اعتراض علما و مردم قرار گرفت،‌ آيت ا... مصباح يزدي به حذف اسلام از شعار ملت ايران در سخنراني قبل از خطبه‌هاي تهران به شدت اعتراض كرد.(9)

اين اقدام‌ها در حالي انجام مي‌شد كه مجلس ششم به‌دنبال بررسي لوايح دوقلويي بود كه آقاي خاتمي براي اهداف فوق فرستاده بود! در لايحه اصلاح قانون انتخابات، «اسلام» و «ايراني بودن» از شرايط نامزدي مجلس حذف شده بود! و در لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري، حذف تدريجي ولايت فقيه و تبديل شدن رئيس جمهور به قدرت مطلقه‌اي كه مي‌تواند به قوه مقننه و قضائيه و حتي رهبري نظام تذكر قانون اساسي بدهد و در صورت بي‌توجهي به آن تبصره ماده 14 درباره آن‌ها كه انفصال از مسووليت و زنداني شدن آن‌ها است اعمال كند(!10) عبدالكريم سروش، تئوريسين جبهه دوم خرداد، نيز پس از دو سال اقامت در آمريكا به ايران بازگشت و موضوع رفراندوم را به‌عنوان سوغات سفر به اصلاح‌طلبان پيشنهاد كرد و گفت: «با توجه به احتمال رد لوايح پيشنهادي دولت اصلاحات تاكيد خاتمي بر استفاده از ظرفيت‌هاي قانون اساسي از جمله رفراندوم را مي‌توان در اين راستا مورد توجه قرار داد»(11) پس از اين پيام بود كه خانم حقيقت‌جو، عبايي خراساني، سيد ناصر قوامي، محسن آرمين، محمدرضا خاتمي [نايب رئيس مجلس و دبير كل حزب مشارك] و... تهديد كردند چنان‌چه شوراي نگهبان با لوايح دوقلو مخالفت كند به آراي عمومي و رفراندوم مراجعه كرده و در صورت عدم موفقيت از حاكميت خارج خواهيم شد.(12) در اين راستا كميته سه جانبه طيف ملي - مشاركت و دفتر تحكيم وحدت براي موضوع رفراندوم و تغيير قانون اساسي فعاليت خود را آغاز مي‌كنند (13) همراه با اين تلاش‌هاي داخلي، دشمنان خارجي نظام هم سعي مي‌كردند كه خطوط كلي ارائه شده را پشتيباني كنند تا هرچه زودتر به اهداف از پيش تعيين شده يعني حذف اسلام و دين و جايگزيني نظام سكولاريستي تحقق يابد. در همين راستا روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» نوشت چنان‌چه اين لايحه با مخالفت شوراي نگهبان رو به‌رو شود، اصلاح‌طلبان بايد اقدام به برگزاري همه‌پرسي كرده و جوانان را به خيابان‌ها بكشانند»(14) جيمز ولسي، رئيس سابق سازمان سيا و مشاور وقت بوش در مصاحبه با مجله آمريكايي «فرانت پيج» نيز بر همين مطلب تاكيد كرد و گفت: «آن‌چه مهم است، اين است كه تغيير در ايران ريشه‌اي و اساسي باشد، چه آرام و چه سريع، ساختار كلي دولت مي‌تواند باقي بماند ولي مراكز اصلي قدرت در شوراي نگهبان و ساير نهادها بايد حذف شوند»(15) مدعيان اصلاحات فكر مي‌كردند با اين تهاجم سنگين به افكار عمومي، پيروز خواهند شد و به هدف شوم سكولاريزه كردن انقلاب دست خواهند يافت ولي طولي نكشيد كه با شكست سنگين در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم فضا تغيير كرد و خاتمي خود رسما مجبور به باز پس گيري لوايح ضد اسلامي دوقلو گرديد ولي مع‌الاسف اين تفكر همچنان در او و يارانش باقي است‌، چنان‌چه فرصتي پيدا كنند در جهت اجرايي كردن آن خواهند كوشيد. شاهد آن اظهارات سخنگوي حزب كارگزاران، آقاي حسين مرعشي، است كه پس از تشكيل دولت نهم صريحا اظهار داشت: ما طرفدار مكتب ليبراليزم هستيم، اسلام فاقد نظام سياسي، اقتصادي است! مع‌الاسف اين اظهارات از سوي پدر معنوي آن حزب - آقاي هاشمي رفسنجاني - مورد اعتراض قرار نگرفت! به فضل الهي و با رهبري‌هاي هوشمندانه مقام معظم رهبري و روي كار آمدن دولت نهم كه رئيس جمهور آن شخصيتي متدين و مكتبي است، اين امر خطرناك كنترل شد و دهه سوم انقلاب به دهه اول انقلاب يعني دوران تلاش براي اسلاميزه كردن نظام گره خورد، شعارهاي امام و انقلاب زنده شد و چرخ‌هاي انقلاب اسلامي مجددا در مسير اصلي خودش قرار گرفت.

در پايان توجه به اين نكته اساسي لازم است كه بايد مراقب بود سكولارها دوباره با جمع‌آوري عده و عده و تخريب گسترده دولت انقلاب، اين قطار را از مسير خودش خارج نكنند و فرهنگ سكولار و بي‌ديني را بر كشور حاكم نسازند.

 

پي‌نوشت‌ها

1. جمهوري اسلامي، 5/6/87، ص12

2. هفته نامه پيام هامون، اسفند 77

3. ماهنامه كيان، فروردين 78

4. صبح امروز، خرداد 78

5. رويدادها، شماره 24، ص4

6. سايت رويداد، 5/8/81

7. پرتو سخن، 18/9/81

8. 13/6/81

9. پرتو سخن، 18/9/81، ص 2

10. بنگريد موارد 14 و 15 لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري

11. اعتماد، 12/6/81

12. مردم سالاري، 9/6/87؛ اعتماد، 13/6/81؛ جوان، 27/8/81؛ همبستگي، 11/7/81

13. رسالت، 10/6/81

14. همان، 17/6/81

15. بصيرت، شماره 49، آبان 81، ص 24

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 7:7 |

مولانا: گفت وگوي تمدن ها فريب خوردگي بود

پرفسور مولانا تاکيد کرد : طرح شعار گفت و گوي تمدن ها فريب خوردگي بود، بايد "تمدن گفت وگو ها " را مطرح کنيم .

به گزارش ايرنا، پرفسور"حميد مولانا" روز چهارشنبه در آيين رونمايي از کتاب"حکمت و ديالکتيک گفتاري در انديشه و روش دکتر "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري به قلم "مجتبي زارعي" با مقدمه پرفسور "حميد مولانا" تصريح کرد: فرهنگ غرب ، فرهنگ مجادله و ستيزه است .

وي از اينکه اين فرهنگ به ديگر کشورها از جمله کشورهاي مسلمان و از جمله ايران تا حدوي سرايت کرده ابراز تاسف کرد و گفت: در برابر تصميم آنها فريب خورديم و به جاي مجادله فرهنگها ، ما گفت وگوي تمدن ها را مطرح کرديم ، چيزي که فراموش کرديم موضوع تمدن گفت گو بود نه گفت وگوي تمدن ها.

مولانا در بخش ديگري ازسخنان خود فرهنگ آمريکا و اروپايي ها را فرهنگ مجادله و ستيزه جويي دانست و تاکيد کرد: گفتمان آنها در دنيا يک گفتمان مجادله است.

مشاور رييس جمهوري اظهار داشت: در مدت 50 سال تدريس در دانشگاههاي آمريکا متوجه اين مسئله شدم که در فرهنگ آنها حکمت و فضيلت معنا ندارد و تنها به مسايل تئوريک و آکادمي مي پردازند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با تقدير از اقدام خبرگزاري جمهوري اسلامي به منظور رونمايي از اين کتاب گفت: واقعيت اين است که ما کمتر شاهد چنين اقدام خوب و ارزنده از سوي خبرگزاري ها بوديم و من به همين خاطر به مدير عامل و مجموعه شاغل در اين خبرگزاري به خاطر اين ابتکار عمل قدرداني مي کنم.

مشاور رييس جمهوي همچنين با تشکر از نگارنده اين کتاب گفت: اين کتاب هر چند که قهرمان اصلي آن دکتر احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران است، اما واقعيت آن است که اصل کتاب درباره ما است تا شخص احمدي نژاد.

مولانا با اشاره به انتقاد برخي به اظهارات رييس جمهوري گفت : مهمترين حوزه هايي که دکتر احمدي نژاد تلاش مي کند که جامعه و مردم را به آنها بازگشت دهد، مسئله حکمت و فرهنگ فطرت است .

وي در بخش ديگري از سخنان خود به حضور رييس جمهوري در دانشگاه کلمبيا اشاره کرد و گفت: به عنوان کسي در آن جلسه حضور داشتم و به عنوان کسي که بيش از نيم قرن در دانشگاه هاي اين کشور تدريس مي کنم و با اساتيد و روساي دانشگاه سروکار دارم ، اعلام مي کنم، در اين دانشگاه ما به خوبي فرهنگ مجادله و ستيزه جويي غرب مواجه شديم .

پرفسور مولانا با اشاره به سخنان رييس جمهوري در اين دانشگاه گفت: آقاي احمدي نژاد در کمال خونسردي در سخنان آغازين خود با ظرفت خاصي به اين موضوع اشاره و کرد و گفت: "آيا دانشگاه جاي اين نوع گفتار و رفتارها است"؟

مشاور رييس جمهوري اضافه کرد: من فکر مي کنم که در خصوص برخورد دانشگاه کلمبيا بايد پايان نامه ها و کتاب هاي زيادي نوشته شود چرا که اگر اين اتفاق براي غربي ها در ايران صورت مي گرفت ، امروز کتاب هاو مقالات بسياري نوشته مي شد.

وي بار ديگر با تاکيد بر اين که اين نوع رفتار و گفتار از سوي غربي ها ناشي از فرهنگ ستيزه جويي آنها است، تصريح کرد: متاسفانه فرهنگ آمريکا ، يک فرهنگ ستيزه جويي و جنگ طلبي است.

مولانا آنگاه به اشاره واژه "ادب" در زبان فارسي گفت: در زبان و ادبيات غرب، واژه به نام ادب وجود ندارد، بايد گفتمان و روش ادب که ميراث ايراني و اسلامي ماهها است، در جامعه خود احيا و زنده کنيم .

وي در بخش ديگري از سخنان خود به مسئله رسانه در دنياي امروزي اشاره کرد وگفت : اينکه رسانه تنها مربوط به روزنامه و صداوسيما باشد، امري ناصحيح است و بايد باز تعريفي جديدي از امر رسانه داشته باشيم چرا که بسياري از جريان ها و صنف ها مي توانند کار اصلي رسانه که همانا پيام رساني است را انجام دهند.

مشاور رييس جمهوري خاطر نشان کرد :اگر امروز مي بينيم که برخي رسانه هاي به جاي پرداختن به رسالت خود مدام جيغ مي کشند و غوغا سالاري مي کنند، بايد ببينيم که از کجا آب مي خورند.

مولانا گفت: منظورم حمايت از جنبه مادي نيست بلکه حمايت هاي فکري است ، چرا که انقلاب اصلي در دنياي امروزي انقلاب فکري است و بالاترين انقلاب فکري و انساني ،انقلاب دروني است چرا که تا عقل و دل عوض نشود، انقلاب حاصل نمي شود.

وي با اشاره به انقلاب اسلامي و رهبري آن توسط امام راحل گفت: حضرت امام هم هدفش از انقلاب ، انقلاب دروني در انسان ها بود.

مشاور رييس جمهوري خاطر نشان کرد: امروز هم آقاي احمدي نژاد دقيقا از اين تفکر و انديشه امام(ره) وام گرفته و در همان سمت و جهت حرکت مي کند.

در ادامه اين مراسم، "مجتبي زارعي" نگارنده کتاب "حکمت و ديالکتيک گفتاري در انديشه و روش دکتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي" درباره نگارش اين کتاب تصريح کرد: افتخار من اين است که پرفسور مولانا مقدمه اي بر اين کتاب نوشته است.

وي آنگاه با تقدير از مسولان سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي در خصوص رونمايي از کتابش، خاطر نشان کرد: اهتمام ايرنا براي پاسداشت از توليد معرفت اسلامي قابل ستايش است .

زارعي ادامه داد: ايرنا در يک اقدامي مبتکرانه وارد عرصه اطلاع رساني در زمينه هاي معرفي انديشه هاي و تفکر اسلامي شده است .

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به گفتمان دولت نهم و شخص رييس جمهوري اظهار داشت: در يک برهه از زمان و به هنگام مسوليت نهم شاهد ظلم و جفايي به اين دولت هستيم که هيچ برهه زماني شاهد آن نبوديم .

زارعي خاطر نشان کرد: مگر ما منتظر بازگشت به خويشتن در باب معرفت و مسايل فکري و ديني خود نبوديم، مگر نه اين که آقاي احمدي نژاد براي بازگشت اين ارزش ها پا به ميدان عملي سياست گذاشت.

نگارنده اين کتاب که امروز از آن در خبرگزاري ايرنا رونمايي شد، اظهار داشت: فردي بدون پشتوانه حزبي وجناحي به ميدان آمد تا اين ارزش ها که به دلايلي مردم از آن فاصله گرفته بودند را مجددا وارد عرصه سياست عملي کنند.

وي خاطر نشان کرد: سياست بازان عرصه نظري به جاي همکاري و همراهي با وي با جوسازي و تبليغات منفي در صدد مقابله با وي برآمدند.

زارعي با اشاره به گفتمان دولت نهم اضافه کرد :چرا امروز در موضوعاتي مانند عدالت ، دولت اسلامي ، حقوق انساني و اسلامي حتي يک سمينار برگزار نمي شود در اين زمينه ها تلاشي صورت نمي گيرد.

به گفته وي، احمدي نژاد راه عبور از گذشته و غرب را پيدا کرد و با تلاش و همت در اين راه گام برداشت و مردم را به بازگشت به انديشه هاي امام راحل و انقلاب اسلامي ارجاع داد.

مولانا با اشاره به عملکرد مسولان در 16 سال گذشته و کوتاهي آنها در اين زمينه ها گفت : مي توان گفت : آنها هم قصور داشتند و هم تقصير. ما اعتقاد داشتيم که بعد از جنگ تحميلي نياز به بازسازي داشتيم اما بازسازي بر اساس کدام مدل و روش اسلامي ؟

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: کار به جايي رسيده که رييس جمهوري از ولايت تکويني حرف مي زند در کشوري که تمام اساس آن ولايت تکويني است، به او حمله مي شود وافکارش زير سوال مي رود.

مولانا اضافه کرد: آيا اگر رييس جمهوري سخنان خود را مسئله ولايت تکويني آغاز کند اتفاقي خاصي مي افتد که اينقدر به او حمله مي شود؟

زارعي تاکيد کرد: امروز رييس جمهوري همان اهداف و آرمان هاي امام راحل را دنبال مي کند و براي بازگردان ارزش هاي الهي واسلامي به جامعه و ميان مردم جان فشاني مي کند.

بنا بر اين گزارش،در پايان اين مراسم تعدادي از خبرنگاران و پژوهشگران ايرنا از پرفسور مولانا و زارعي نگارنده اين کتاب سوالاتي داشتند که اين دو به سوالات مطرح شده در زمينه اين کتابش و نظراتشان پاسخ دادند.

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 8:34 |

خاتمي نبايد در آراء امام خدشه وارد کند

 

محمد خاتمی در اظهاراتی که روز سه شنبه سایت بنیاد باران آن را منتشر کرد، خطاب به دانشجویان پرسش هایی را مطرح کرده و می گوید: بارها گفته ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟

مهدی کوچک زاده در گفتگو با رجانیوز در پاسخ به پرسش خاتمی گفت: اگر منظور آقای خاتمی از این سؤال القای جواب باشد یعنی کسی نگفته ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خود را به جهان داریم، وی به عنوان فردی که خود را فرزند فاضل و باتقوای امام می داند، به بیانات امام(ره) ارجاع داده و تقاضا می کنم در جلسه بعدی که با دانشجویان دارند، سؤال خود را با این جمله امام(ره) بیان کنند و قضاوت را برعهده دانشجویان بگذارند: "مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ أرواحنا له الفداء ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد ـ مسائل اقتصادی ومادی اگر لحظه‏ای مسئولین را از وظیفه‏ای که برعهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمیگن را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند."

 

"مردم عزیز ایران که حقاً چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسوولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند."(صحیفه امام جلد 21 صفحه 328)

 

کوچک زاده در تحلیل اظهارات خاتمی اظهار داشت: پرواضح است که کسی نگفته ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خود را به جهان داریم اما بدون تردید ما به دنبال نشر اسلام در جهان بوده و هستیم و خواهیم بود. ما به دنبال راه انداختن انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه هستیم و این بر حسب وظیفه دینی و اسلامی و فرمایش امام(ره) است.

 

وی در ادامه افزود: امام بارها می فرمودند انقلاب اسلامی ما نظیر انقلاب انبیا است و نه تنها محدود به ایران و مسلمانان نمی شود، بلکه همه مستضعفین عالم را در بر می گیرد که ما به واسطه انقلاب آنها را تحت تاثیر قرار داده و با خود همراه کنیم.

 

این نماینده مجلس با بیان اینکه اگر آقای خاتمی از طرح این سؤالات دو پهلو منظورش محدود کردن انقلاب در چارچوب تنگ مرزهای جغرافیایی ایران است، این دیدگاه برخلاف فرمایشات امام(ره) است، تأکید کرد: در این صورت از ایشان که ادعای نزدیک بودن به امام را دارند، انتظار نمی رود که این گونه سطحی و مبهم به مسائل بزرگ بپردازد و موجب خدشه در آراء امام شود.

 

وی با اشاره به این کلام امام که: "امروز همه می دانند جرم واقعي ما از ديد جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسميت دادن به حكومت جمهوري اسلامي به جاي نظام طاغوت ستمشاهي است. جرم و گناه ما احياي سنت پيامبر (ص) و عمل به دستورات قرآن كريم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شيعه و سني، براي مقابله با توطئه كفر جهاني و پشتيباني از ملت محروم فلسطين و افغانستان و لبنان و و بستن سفارت اسرائيل در ايران و اعلان جنگ با اين غده سرطانی و صهيونيزم جهانیو مبارزه با نژادپرستی و دفاع از مردم محروم آفريقا و لغو قراردادهاي بردگي رژيم كثيف پهلوي با آمريكاي جهانخوار بوده است و و نزد جهانخواران و نوكران بي اراده آنان چه گناهي بالاتر از اينكه كسي از اسلام و حاكميت آن سخن بگويد و مسلمانان را به عزت و استقلال و ايستادگي در مقابل ستم متجاوزان دعوت کند." (صحیفه امام جلد 20 صفحه 323)، گفت: اگر منظور آقای خاتمی از سؤال غیرشفافی که در حضور جمعی از دانشجویان صمیمی و صادق ما مطرح کردند، زیر سؤال بردن آرمان های امام(ره) است، بسیار برای وی متأسفم.

 

کوچک زاده در ادامه از خاتمی خواست به جای بیان اظهارات دو پهلو، پس از سال ها پرچمداری اصلاحات بالاخره مفهوم آن را شفاف کرده و علاوه بر سؤالاتی که در مجامع عمومی و در جمع افرادی که کمتر از دیدگاه های امام(ره) مطلعند، مطرح می کند، از شفافیت بیشتری برخوردار باشد تا دوباره ایشان متحمل خساراتی که درگذشته شد، نشود.

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 8:10 |

خاتمي: گفت وگوي تمدنها با زبان خدامحورانه پيش نمي رود!

 

سيد محمد خاتمي اعلام كرد: گفت وگوي تمدنها با زبان خدامحورانه (تئولوژيك) پيش نمي رود!

به گزارش ايسنا، خاتمي كه اين اظهارات را در حضور يوفن هيپلر آلماني بيان مي نمود، ضمن اعلام اين مطلب افزود: چه بايد بكنيم كه گفت وگوي ما در واقعيات خارجي موثر باشد؟ به نظر من انتخاب زبان گفت وگو مهم است و اين زبان نمي تواند زبان خدامحورانه (تئولوژيك) باشد.

سيد محمد خاتمي سپس با تاكيد بر لزوم پذيرش نسبي بودن حقيقت در گفت وگوي تمدنها (!) فاصله گيري از زبان خدامحورانه را لازم دانست و افزود: در زبان خدامحورانه (تئولوژيك) هر طرفي همه حق را به جانب خود مي دهد و براي اثبات آن با ديگري بحث مي كند. زبان گفت وگو زبان خدامحوري (تئولوژيك) نيست!

بد نيست آقاي خاتمي پاسخ دهند كه اگر تمدن اسلامي بخواهد در عرصه گفت و گو از خدامحوري صرفنظر كند، ديگر چه چيزي براي عرضه در ميدان گفت وگو برايش باقي خواهد ماند مگر آنكه با توصيه ايشان در خصوص پذيرش نسبيت حقيقت، بر اصول خود پافشاري نكرده و در نظام ليبرال دمكراسي غربي هضم شود!

رجانیوز

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 8:14 |

كف و سوت دشمن براي اظهارات خاتمي!


سخنان اخيرسيدمحمد خاتمي درخصوص مساله صدور انقلاب كه روزجمعه در موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) ايراد شد، رسانه هاي بيگانه و به خصوص راديو فردا-رسانه وابسته به سازمان جاسوسي آمريكا (سيا)- را به وجد آورد! راديو فردا روز گذشته در تحليل سخنان اخير سيدمحمد خاتمي اعلام كرد:«رئيس جمهور سابق جمهوري اسلامي ايران گفت: «منظور آيت الله خميني از صدور انقلاب اين نبوده است كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم(!)» راديو فردا كه از اظهارات خاتمي در انتساب تروريسم به جمهوري اسلامي(!) به شعف آمده بود، بلافاصله افزود: «آقاي خاتمي در حالي اين سخنان را بيان مي كند كه ارائه مداركي مبني بر حمايت ايران از شبه نظاميان عراقي توسط ارتش آمريكا در هفته گذشته سفر يك هيئت عراقي به ايران را در پي داشت. آمريكا همواره ايران را متهم به تامين سلاح، پشتيباني و آموزش شبه نظاميان شورشي در عراق مي كند تا بدين وسيله خشونتها را در عراق دامن بزند.»(!)
در همين حال ساير رسانه هاي غربي نيز نظير خبرگزاري آمريكايي آسوشتيدپرس و خبرگزاري فرانسه با انعكاس گسترده سخنان محمد خاتمي اين اظهارات را نشانه اعتراف ايران به اقدامات خشونت آميز در ساير كشورها دانستند!
گفتني است در ميان رسانه هاي داخلي اين بخش از سخنان سيدمحمد خاتمي-كه جمهوري اسلامي ايران را به حمايت از اقدامات تروريستي متهم مي سازد- تنها در خبرگزاري ايسنا و روزنامه كارگزاران انعكاس يافت.
بديهي است آقاي خاتمي بايد پاسخگوي اين اظهارات ضدملي خود باشد و توضيح دهد كه چرا مواضعي اتخاذ مي كند كه در آن جز از مخدوش كردن چهره منور نظام جمهوري اسلامي و تائيد مواضع خصمانه و اتهامات بي اساس استكبار، چيز ديگري را نمي توان سراغ گرفت!

/////////////////////

من به عنوان یک مسلمان ایرانی از وجود ابوموسی اشعری هایی همچون خاتمی، در مملکتم واقعاً شرمنده هستم!

اینجاست که می توان گفت چه خوش گفت آن امام صالح و عارف که:

تفرقه افکنان از قبیل آخوندهای جیره خوار و ملی گرایان بی خبر از اسلام و مصالح مسلمین را از خود برانید که ضرر اینان بر اسلام از ضرر جهانخواران کمتر نیست.......

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:32 |

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:29 |

1. دو سال پیش "محمد خاتمی" میهمان ویژه کاخ سفید در واشنگتن، و مفتخر به "ویزای ختصاصی" توسط "بوش" گردید و خود و همراهانش که عبارت از برادر و دختر و تعدادی مدیران اصلاح‌طلبش بودند با "تشریفات ویژه کاخ سفید" در واشنگتن به گشت‌و‌گذار پرداختند.

اصلاح‌طلبان برانداز بر "این مهمانی شوم" طبل شادی زدند و آن را افتخاری بی‌سابقه و بی‌مانند برای خود دانستند. در طبل و دهل اصلاح‌طلبانه، پی در پی کوبیده می‌شد که "محمد خاتمی نخستین مقام بلندپایه ایرانی[؟!] است که از واشنگتن دیدار می‌کند."

نتیجه سفر شوم و میهمانی شوم‌تر کاخ سفید، آن بود که ملاحظه گردید. بر باد رفتن حیثیت اسلام و مسلمین، لگدمال شدن اصول و ارزش‌های انقلاب، اهانت به حضرت امام خمینی، مشروعیت‌بخشی به رژیم ددمنش اسرائیل، و رفع شیطانیت از آمریکا، گوشه‌هایی از "مطلوب‌ترین" ثمرات این سفر بود که افشا شد!

گرچه در داخل کشور باعث "خفت مسلمانان و به ویژه ایرانیان گردید" تا "هلهله صهیونیسم" برای این میهمان ویژه، "خفت مسلمانان و به ویژه ایرانیان" را فریاد کند و هیچ اعتراض درخوری به "لطمه بزرگی که این دارنده لباس روحانیت"، به روحانیت و اسلام و ایرانیان زد، ملاحظه نشد، اما "جهان اسلام با نفرت و انزجار به آن نگریست و تاریخ آن را، در سیاه‌ترین مقاطع خود یادداشت نمود.

2- دکتر احمدی‌نژاد "پیروز موضوع هسته‌ای" نخستین رئیس‌جمهور ایران بود که "سرفراز و بالنده میهمان امام کاظم عليه‌السلام در عراق شد." رئیس‌جمهوری که بر خلاف "هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، حسن روحانی و امثال آنها"، "پرچم مهدی‌گرایی عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف" را بر دوش گرفته و با آن همه پیروان "دجال‌ها" و "سفیانیان" در دوران انتظار را به معارضه طلبیده است. رئیس‌جمهوری که در برابر خیل دشمنی‌های صهیونیسم جهانی، اصلاح‌طلبان داخلی، رقیبان کینه‌توز شکست‌خورده، سابقه‌دارهای انقلابی‌نمای سکولار شده و... بر "شیعی‌گری" فخر می‌فروشد و برای جهان اسلام عزت و آبرو و افتخار به ارمغان می‌آورد، همانگونه که پس از 16‌سال "مجري احیای عزت و اعتبار و پایداری اسلامی ایرانیان در مقابل کفر و شرک و طاغوت غرب گردیده" و غرب را با همه ید بیضای شیطانیش به چالش جدی گرفته است.

سفر احمدی‌نژاد به عراق، جهان را شگفت‌زده کرد، و او را "قهرمان جهان اسلام، و افتخارآفرین برای مسلمانان بیش از گذشته" نشان داد.

به خاطر می‌آورم در سفر 2 سال پیش به نجف اشرف، یکی از اهالی مؤمن این شهر مقدس، احمدی‌نژاد را "گُل جهان اسلام" نامید؛ قطعاً امروز او این میهمان عزیز را قهرمان جهان اسلام و امت اسلام می‌داند مثل همه ملت‌های مسلمان!

آیا ملت بالنده ایران شهامت و کارآمدی دیپلماسی پیروز احمدی‌نژاد را بیش از جهان متحیر از سفر علنی و 2 روزه وی به عراق، تحسین نمی‌کند؟

آیا ملتی که هر چند نجیبانه، خفت سفر "خاتمی" به آمریکا را تحمل کرد، امروز بر این افتخار و بالندگی مهر تأیید و سپاس نمی‌زند.

طبیعی است که پاسخ مثبت در حمایت ملت از احمدی‌نژاد است که موجب گردیده تا وی در ميان انبوه مخالفت‌ها، معارضه‌ها، تخریب‌ها و تقابل‌های وابستگان به بیگانه، تسلیم‌پذیران زبون، قدرت‌طلبان خفت‌طلب و جناح‌های شیفته قدرت اما ناتوان از داشتن کمترین اقتدار، چون کوه ایستاده و به خدای سبحان و امداد امام عصر عجل‌ الله تعالي فرجه الشريف تکیه کرده است. همان امامی که هرگونه باور به او از سوی افرادی چون "حسن روحانی" با خشم و غضب، خرافه‌گرایی خوانده می‌شود، و به وسیله طیف منحرف اصلاح‌طلب و وابستگان به آن مورد حمله واقع می‌گردد.

فاطمه رجبی

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 7:15 |